ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1186
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
ميان عربها بوسيلهء كارگران و كشاورزان و اسيرانى كه آنان را به صورت خدمتكاران درآورده بودند و هم دايگان و پرورش دهندگان كودكان متداول شد و در نتيجه زبان ايشان به علت فساد ملكهء آن فاسد گرديد چنان كه به زبان ديگرى مبدل شد همچنين در اندلس با بيگانگانى چون جلالقه و فرنگان درآميختند . و كليهء مردم شهرهاى اين اقليمها داراى لغت ديگرى مخصوص بخودشان شدند كه از يكسو زبانشان با لغت مضر مخالف بود و از سوى ديگر چنان كه ياد خواهيم كرد زبان هر اقليم با زبان اقليم ديگر آنچنان تفاوت داشت كه گوئى بسبب استحكام ملكهء آن در نسلهاى ايشان ، زبان ديگرى است . و خدا آنچه بخواهد مىآفريند . [ 1 ] فصل 41 در آموختن زبان مضرى بايد دانست كه ملكهء زبان مضرى در اين روزگار از ميان رفته و فاسد شده است و زبان كليهء مردم نسل امروزى ايشان با لغت مضرى كه قرآن بدان نازل گرديده مغاير است . و آنچنانكه ياد كرديم بسبب درآميختگى با زبانهاى بيگانگان لغت ديگرى شده است ، ولى از آنجا كه ( چنان كه گذشت ) لغات ملكاتى بيش نيستند آموختن آنها مانند همهء ملكات امكانپذير است . و كسانى كه جوياى فرا گرفتن اين ملكه هستند راه آموختن آن اين است كه بحفظ كردن سخنان قديم ايشان كه بر وفق شيوهها و اسلوبهاى زبان آنان است آغاز كنند . از قبيل قرآن و حديث و گفتار سلف و مكالمات بزرگان و فحول عرب كه آنها را به صورت
--> [ 1 - ) ] و الله يَخْلُقُ ما يَشاءُ 5 : 17 . س ، 5 ( مائده ) آ : 20 و در چاپهاى مصر و بيروت اين جمله نيز اضافه شده است : و تقدير مىكند .